
امروز قبل از ساعت هشت صبح، از خانه بيرون اومدم. سر تمامي كوچه هاي خيابان بهار گارد ويژه بود. لباس شخصي ها هم گله به گله ايستاده بودند. به رغم پر بودن خيابان از لباس شخصي و گاردهاي ويژه و نيروهاي بسيج ون ها در حال پياده كردن نيروهاي جديد بودند.
خيابان هاي سميه، مفتح، انقلاب، ايرانشهر، ملك الشعرا هم داراي وضعيت مشابه اي بودند.
تمامي واحدهاي تجاري در محدوده طالقاني مفتح كركره ها را پايين كشيده و بسته بودند به غير از يك باب بانك رفاه كه يك در كوچلو براي مراجعين باز گذاشته بود و مشتري هم نداشت.
خيابان طالقاني هم صفي از نيروهاي گارد در دو سوي خيابان وجود داشت و رفت و آمد ماشين ها كنترل مي شد. البته نيروهاي پليس راهنمايي و رانندگي در حال حمل گاردهايي براي بستن خيابان ها بودند كه فكر مي كنم تا الان خيابان هاي اطراف سفارت آمريكا را بسته اند.
قطارهاي مترو هم در ايستگاه هاي دروازه دولت، طاالقاني و هفت تير و فردوسي توقف نداشتند و همين موضوع باعث سردرگمي و ترافيك زياد حوالي محدوده سفارت آمريكا شده بود.
افرادي كه مي خواستند در اين محدوده سواري مترو شوند بايد به يكي از ايستگاه هاي سعدي، دروازه شمرون و يا مفتح مي رفتند.
در همين ساعات هاي اوليه صبح جوان 20 و اندي ساله رو هم دستگير كرده و چشمهايش را بسته و در حلقه اي از نيروهاي گارد ويژه محاصره اش كرده بودند.
موضوع نظرم را جلب كرد چون روز قبل مسوولان نيروي انتظامي گفته بودند با نماد سبز كاري نداريم و حتي نيروهاي پبيس هم لباس سبز دارند! ولي وقتي علت دستگيري پسر جوان را جويا شدم بدون پاسخ شنيدن از كسي از ميان حلقه سبزي شال پسر چشمم را خيره كرد. فكر مي كنم تنها علت دستگيري اين جوون همين موضوع مي تونست باشه. چون تا اون ساعت هيچ لباس شخصي براي تظاهرات هنوز نرسيده بود!
در حاليكه در تقاطع طالقاني و مفتح براي رسيدن تاكسي (انتظار واهي براي بررسي اوضاع)انتظار مي كشيدم ناگهان صداي مهيبي شنيدم كه باعث واكنش نيروهاي گارد و بسيج و به وجود آمدن وله وله براي دقايقي شد.
موضوع مهمي نبود نارنجكي از پشت بام هاي اطراف به وسط چهار راه اصابت كرد.
نيروهاي گارد از خيابان هاي بالاي به عباس اباد هم رسيدند.
+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در چهارشنبه 13 آبان1388 و ساعت
13 |