
وقتي تو نيستي
نه هستهاي ما
چونان که بايدند
نه بايدها
مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره ميكنم
باشد براي روز مبادا
امادر صفحههاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد
وقتي تو نيستي
نه هستهاي ما
چونانکه بايدند
نه بايدها
هر روز بي تو
روز مبادا است
