چند روز پيش سالگرد ارتحال امام محمد جواد(ع) بود و من روز پيش از اون در همايش تجليل از مولفان كتابهاي درسي براي تهيه گزارش شركت كرده بودم.
اين همايش از طرف سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزش و پرورش در مركز همايشهاي صدا و سيما برگزار شد.
برنامه منسجم، مختصر و منظمي بود.فقط حيف و صد افسوس كه عدهاي كه نميدانم كي و چيكاره بودن سعي در بههم زدن اين برنامه داشتند.
پس از سخنراني مهندس نويد معاون وزير و دكتر ولايتي نوبت به تشويق و اهداي لوح به صاحبان قلمهاي ماندگار رسيد.
پس از خواندن اسامي افراد از سوي مجري، حضار تشويق خود را بدرقه مولفان زحمتكش ميكردند. شايد اين كمترين كاري بود كه از سوي حضار ميشد براي اونها انجام داد.
در ابتدا همه چيز خوب پيش ميرفت تا اينكه يك ناهماهنگي از سوي برخي از حضار ايجاد شد. اين افراد بلندصلوات ميفرستادند و باعث به وجود آمدن يك بي نظمي آزاردهنده در سالن شدند. چند بار اين كار را انجام دادند و سرانجام يك يادداشت به دست مجري رسيد.
در يادداشت آمده بود كه امروز سالروز شهادت امام جواد(ع) ايت دست نزنيد صلوات بفرستيد. رد صورتيكه فرداي اون روز سالگرد ارتحال امام بود.
بازهم اكثريت فداي اقليت شدند. دلم براي مولفان سوخت. بعد از مدتها برنامهاي تدارك ديده شده بود كه اونها بازيگران نقش اول بودند!
چند دقيقه به اين منوال گذشت. دوباره دستةا جاي صلوات را گرفت. نميدونم چرا برخي فكر ميكنند فقط خودشون مومن به خدا هستند. چرا برخي فكر ميكنند فقط خودشون بنده مقرب و محبوب خدا هستند؟
از برخي از اين افكار متعصب و خشك متوجه دلايل سكون و رخوت نظام آموزش و پرورش بعداز انقلاب اسلامي ميشوم.
اين تفكرهاي دگم مانع هرگونه پيشرفتي حتي در زمينهةاي ديني ميشود. چرا كه اين افكار ناشي ازدين و مذهب نيست، بلكه ناشي از عصبيت و گمراهي محض است.
