
چهارراه وليعصر يك مغازه دو دهنه بزرگ وجود داره که به رغم زمين گران قيمت و موقعيت شهري بي نظيري كه دارد، اصلا به چشم نميآيد. دليل آنهم كثيفي نماي بيروني و قديمي بودن عمارت و در و ديوار اين مغازه است. اين مغازه داروخانه بهرام نام دارد.
من هرروز از جلوي اين مغازه رد ميشدم ولي بعد از شش ماه، زمانيكه نياز مبرم به يك داروخانه داشتم متوجه آن شدم.
هميشه برام خيلي جالب بود كه چطور چنين مغازهاي با چنين موقعيتي اينقدر بي توجه به شكل ظاهر مغازه است. چرا صاحب اين مغازه با كمي خرج كردن تعداد مشتريان خود را دو برابر و حتي سه برابر نميكند؟ مثل داروخانه رامين در ميدان فردوسي. اين مغازه هم دقيقا چنين موقعيتي دارد.
اولين بار كه براي خريد داخل داروخانه رفتم به دليل احوال ناخوشي كه داشتم داروي مورد نظرم را خريدم و بدون توجه به قيمتش از مغازه بيرون آمدم.
ولي بار دوم كه به داروخانه مراجعه كردم جنس مورد نظرم را 20 درصد گرونتر از قيمت روي جنس به من فروخت و در پاسخ اعتراض من به گرون فروشي بي اعتنا به كار ديگيري پرداخت.
من به غير از موارد اضطرار به اين داروخانه مراجعه نميكنم. چون دوست ندارم كه فروشنده فكر كنه من چقدر احمق و ناآگاه از جامعه هستم كه جنسي را حداقل 20 درصد گرونتر به من بندازه.
ديروز هم دوباره به اجبار به اين مغازه مراجعه كردم اينبار نوبر بود . دكتر محترم قيمت جنس را50درصد گرونتر داد. وقتي به حالت تعجب دوباره قيمت جنس را تكرا ركردم و از فرط بي انصافي اين دكترلب گزيدم، به من اعتراض كرد كه خانم دو هزار تومان كه لب گزيدن نداره.
گفتم حق با شماست در مملكتي كه همهمان با خوشرويي تو چشم هم نگاه ميكنيم در حاليكه دستمان تو جيب همديگه است من نبايد بابت اخ كردن هزار تومان پول زور لب بگزم.
من نبايد نارحت باشم كه كسي كه در همسايگي من دااره كار ميكنه دزد رسمي و خوشتيپي كه سالها پول بيت آلمال را استفاده كردخ در دانشگاه سر درس داروسازي نشسته و دزد از آب در اومده! اونهم با ژست پزشكي . به خودشم ميباله و هرروز م هنگامي كه داره روپوش سفيد تنش ميكنه لحظهاي به ياد سوگندي كه زمان فارغ التحصيلي خورده نميافته.
حالا برام مسجل شد كه آقاي دكتر احتياجي به جذب مشتريان بيشتر نداره! دكتر خيلي بيشتر از اينا پول در مياره جنسي رو 800 تومان ميخره دو هزار تومان ميفروشه.
كافي تا آخر عمرش هر تهراني فقط يكبار ازش خريد كنه . اينطوري بار خودش و جدو آبادشو بسته! به آدمهايي مثل منم كه به خاطر هزار تومان پول زور لب ميگزيم ميخنده و پشت چشم نازك ميكنه.