
روزگذشته بهدليل اينكه شنبه بود و بليت سينما نيم بها و همچنين خيلي دوست داشتم پاداش سكوت رو ببينم، رفتم سينما.
آنهم از نوع ايران!
برخلاف شنبههاي ديگر ديروز سينما خيلي خلوت بود اينقدر كه تماشاچيها برخي اوقات احساس ميكردند خونه خودشونه و داد و بيداد ميكردند و ولو شده بودند!
خلاصه بريم سراغ اصل فيلم كه من از دقيقه 15 ديدم، چون دير رسيدم.
عالي بود. برخلاف چيزي كه خيلي از دوستانم ميگفتند و توصيه ميكردند كه نرم ونبينم.
پاداش سكوت از اون فيلمهايي بود كه من خيلي دوست دارم. نه موضوع خاصي داشت و نه جلوههاي ويژه.
گفتوگوها فيلم را ميسازند. آنچه در درون يك فرد ميگذرد كل ماجراي فيلم است.
خلاصه دوستش دارم.
ولي دقيقا متوجه نشدم چرا اسمش را پاداش سكوت گذاشتند. آخه نتيجهي اين سكوت ۲۰ ساله بيماري رواني بود كه مناف به اون مبتلا شد.پس پاداشي نبود.
شايد رهايي آن از شيميايي بود كه آنهم پاداش سكوت نبود!؟ خلاصه نفهميدم
