تبليغاتX
نیک اندیش
 

هميشه از اينكه مي‌ديدم كسي حق كسي را ضايع مي‌كنه مي‌رنجيدم، ديدن صجنه‌اي كه حق كسي از بين مي‌رفت و يا با كسي به ناحق رفتار مي‌شد من را مي‌آزرد،مي‌رنجيدم وبي‌قرار مي‌شدم.

 

هيچ‌گاه تاب ديدن چنين صحنه‌هايي را نمي‌اوردم و حتي اگر ماجرا هيچ ربطي به من نداشت نمي‌توانستم مثل مردمان كشورهاي پيشرفته بي تفاوت از كنارش عبور كنم.

 

يا دخالت مي‌كرد كه در اكثر مواقع با سرزنش خانواده‌ام روبرو مي‌شد و يا اگر اين امكان برايم وجود نداشت مدت‌ها ذهنم رو مشغول مي‌كرد، يا يادداشتي براي مطبوعات در آن‌باره مي‌نوشتم و يا حداقل كاري كه مي‌كردم در دفتر يادداشت‌هاي روزانه و شخصي آن‌را مي‌نگاشتم.

 

اما اتفاقي كه هفته گذشته در فرودگاه اصفهان بر من گذشت، من را بي‌حس كرد.بعد از گذشت يك هفته تازه متوجه شدم كه چه ضربه‌اي خوردم. دقيقا مثل ضربات فيزيكي كه بر تن آدم وراد مي‌شه و بعد از مدتي كبود مي‌شه و دردناك.

 

تازه دارم متوجه مي‌شم كه حقوق شهروندي در ايران يعني هيچ.تازه متوجه مي‌شم كه شان اجتماعي يعني پشيز.ادب و احترام  يعني خيال. پليس و امنيت و ...

 

نمي‌دونم اگر خودم  داخل ماجرا نبودم و تنها ناظري بيروني بر اين حادثه بودم چه مي‌كردم.ولي مطمينم هرچه مي‌كردم بيشتر از اين بود كه آلان بغضم درگلو مي خورم و آه برنمي‌ارم!!!

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت 17 |
به خدا حالم بد شد از اين زندگي، هرچي ميدوي به جايي نمي رسي،كافيه اين وسطم يكي بهت گير بده.يكي مثل حراست فرودگاه يا نيروي انتظامي!

من تا خسارتمو از اين اينها نگيرم ول كن نيستم. حالا ببين!

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 13 |

 

شب گذشته وقتي كه براي برگشت از شهر تاريخي و ديدني اصفهان به فرودگاه آمدم، با برخورد نامناسب خانم‌هاي حراستي فرودگاه بين المللي شهيد بهشتي اصفهان روبرو شدم.

 

واقعيت آنست كه اصلا متوجه نشدم چرا پرخاش به من را آغاز كردند و با چه بهانه‌اي من را به پاسگاه فرودگاه اصفهان آوردند!

 

اين اتفاق آنقدر سريع افتاد كه من مبهوت ماندم و مجالي براي انديشيدن، پاسخ دادن و دفاع از خود پيدا نكردم.

 

خواهر‌هاي حراستي در ابتدا سعي كردند با بالا بردن صدا و به كاربردن كلمات ركيك من را از كوره در ببرند و بهانه‌اي بتراشند كه متاسفانه در اين راه موفق نشدند.در عين حال با برخورد فيزيكي (گرفتن دست‌هاي من)سعي داشتند كه من را به بكارگيري خشونت متهم كنند كه در اين مورد هم موفق نشدند و من به طور مدام به برخورد فيزيكي اعتراض ميكردم و خواستاردست نزدن و كشيدن دست خانم‌ها مي‌شدم.

 

ولي متاسفانه به رغم تلاش من براي آرام نگه داشتن جو و عدم برخورد نيروهاي انتظامي با من و همسرم ،با ورود يكي از نيروهاي انتظامي مستقر در فرودگاه و برخورد ناشايست وي و به كارگيري كلمات ركيك خطاب به من،معادله پيچيده تر شد.

 

و در نهايت تلاش هاي من و همسرم براي مشخص شدن اتهام ما و دلايل  مانع شدن كاركنان نيروهاي انتظامي و حراست فرودگاه براي سوار هواپيما شدن بي نتيجه ماند و ما از پرواز خودمان جا مانديم.

 

بعد از اين خانم‌هاي حراستي با همكاري چند تن از كاركنان نيروي انتظامي مستقر در فرودگاه بين المللي اصفهان من و همسرم را به داخل كلانتري بردند و باز هم در حالي كه جواب مشخصي به ما نمي دادند و دلايل اين برخورد را توضيح نمي دادند ما را تهديد به فرستادن به سيدعلي خان، كه نمي دانستم كجاست ولي بعد از پيگير شناخت نسبي نسبت به اين بازداشتگاه پيدا كردم و متوجه شدت تهديدات ايشان شدم.

 

نكته جالب توجه اين است كه من بعد از برخورد اين خانم‌ها و آقايان خواستار ملاقات با رييس پليس فرودگاه ، رياست فرودگاه، رياست حراست فرودگاه شدم كه ماموران علاوه بر پرخاش و به كاربردن كلمات ركيك اظهار كردند د رحال حاضر هيچ كدام از اين آقايان و حتي جانشينان آنها در فرودگاه حضور ندارند و ما بايد مشكلمان را با آنها حل كنيم.مشكلي كه نه من و نه همسرم نمي دانستيم چيست و نمي دانستيم كه به چه اتهامي از پرواز منع شديم.

 

بعد از رفتن به كلانتري فردي با درجه ستوان يكم براي اطلاع از ماجرا به سوي ما  آمد و ظاهرا در آن ساعات  وي  مسوول نيروي انتظامي و حراست فرودگاه بود.

 

در حالي كه من خوشحال بودم كه سرانجام كسي براي دادخواهي و رسيدگي  به مسيله ما امده است وي با نگاهي تحقيرآميز به ما بعد از صحبت هايي كه با همكارانش داشت و ما متوجه آن نشديم به طرف ما آمد و اينچنين گفت:

 

خوب! چه غالطا! فكر كرديد اينجا شهر خودتونه كه از اين ...بازي‌ها در مياريد.

 

من كه آخرين اميدم هم نا اميد شده بود، گفتم: جناب  اتهام ما چيه؟ چرا ماموران شما ما را از پرواز منع كردند؟

 

ستوان يكم گفت: خفه شو.دهنتو ببند.حرف نزن.

 

بعد از اين نحوه برخورد به او گفتم من خبرنگارم شايسته نيست كه با من به اين نحو صحبت كنند ولي فكر مي‌كنم صداي من در نعره‌هاي وي گم شد و ايشان نشنيد كه وظيفه من خبررساني و گزارش كمي و كاستي ها و بي عدالتي ها به مقامات و در نهايت مراجع قضايي و كمك به اصلاح آنهاست براي اينكه همه‌ي ايراني ‌ها اعم از كردو لر و ترك و... بهتر و سالمتر زندگي كنند.

 

 

بعد هم همسر من را به سمتي ديگر بردند و آنجا تهديد كردند كه اگر من پسر بودم دندون‌هاي منو تو دهانم خورد مي كردند.

 

بعد از اين همه ماجرا كه تنها در ربع ساعت طول كشيد، نمي دانستم در شهر غريب چه كنم. تنها تونستم به چندنفر  از همكاران و دوستانم تماس بگيرم كه آنها هم از شانس بد من يا تلفن هايشان را خاموش كرده بودند و يا  در مسافرت بودند و آنتن نداشتند!

 

بعد از پرواز ما كه ساعت 9:15 شب شنبه از اصفهان به مقصد تهران بود، 4 پرواز ديگر به مقصد تهران وجود داشت كه به دليل اهمال و بي توجهي ماموران نيروي انتظامي و حراست فرودگاه اصفهان ما به هيچ كدوم از آنها نرسيديم و دقيقا يك دقيقه بعد از بلند شدن آخرين پرواز كه ساعت 10:55 دقيقه بود سرهنگ دهقان، جانشين رييس پليس فرودگاه بين المللي اصفهان (به گفته‌ي خودشون) آمدند و با گرفتن تعهد نامه‌اي كه به اجبار و با تهديد و ارعاب نوشتيم ما را رها كردند.

 

در اين تعهد نامه اتهام ما رعايت نكردن شيونات اسلامي و توهين به مامور دولت اعلام شده بود.

 

بعد از بيرون آمدن از فرودگاه بين المللي اصفهان و اطلاع دوستان و آشنايان از ماجرايي كه براي اتفاق افتاد بسياري از آنها به اين قضيه بسيار معمول و عادي نگاه كردند و اظهار كردند كه اين اولين باري نيست كه فرودگاه اصفهان به دلايل متفاوت پرواز مسافران را كنسل مي كند.برخي از آنها اين اتفاق را به ويژه در ايام تعطيل و پيك مسافران اعلام كردند.

 

نكته‌ي جالب براي من هم اين است كه بعد از آنهمه ارعاب و تهديدي كه از سوي ماموران فرودگاه به ما صورت گرفت، چرا بعد از گذشت 2 ساعت و حادث نشدن هيچ اتفاق خاصي تنها با گرفتن يك تعهد نامه ما را رها كردند و اگر به واقع ما مرتكب جرمي شده بوديم و ايشان اجازه لغو پرواز ما را به واسطه اتهام و ارتكاب جرم داشتند ،پس چرا مار ا نگه نداشتند و با وساطت همون خواهران حراستي ما را روانه خارج از فرودگاه كردند.

 

پاسخ گوي خسارات مادي و معنوي ما كيست؟

 

آيا نبود نظارت بر عملكرد ماموران و كاركنان يك فرودگايه مثل شهر اصفهان كه علاوه بر بين المللي بودن  روزانه صدها توريست به آن مراجعه مي كند، قابل اغماض است؟

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 18 |


Powered By
BLOGFA.COM